أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

پيشگفتار 68

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

روشن است كه آنچه ديده‌وران از مصحّحان چشم داشته‌اند ، « نقل متن » است ، نه « نقد متن » ! 147 با اين نگرش اگر مصحّحى رنج ارزيابى مقالي را بر خويش هموار داشت و ره‌آورد كوشش و جوشش خويش را در بر متن مصحّح نشاند ، كارى افزون بر وظيفهء خويش و البتّه سزاى ستايش انجام داده است ؛ نه اينكه مصحّحان خاموش و ناقلان بىفزايش در كار را تقصيري يا قصورى باشد . اين بنده نيز جز گهگاه به ارزشداورى و ارزيابى آراء تفسيرى و كلامى ابو المكارم دست نيازيده و حقيقت آنست كه خود را مرد اين آورد نديده ! نغزا حديثا كه اين حديث شريف نبوي - صلّى اللّه عليه و آله - است ! : « المتشبّع بما لم يعط كلابس ثوبي زور » 148 پس با آنچه گفتيم خواننده « خاموشى » هاى مصحّح را به موضعگيرى ويژه‌اى ( چه همداستان‌وار و چه ناهم‌آوايانه ) تعبير ننمايد . شادمانم از اين كه به احياء نگارشى كرامند در حوزهء تفاسير پارسى كامياب گرديده‌ام و از خداوند - عزّ شأنه - مىخواهم كه مرا در شناخت و احياء آثار و مآثر تمدّن اسلام و ايران توفيق در فزون عنايت كناد . راست گفته‌اند كه « زندگى كوته‌ست و كار دراز » ( العمر قصير و الصّناعة طويلة ) ؛ از دير باز آرزو داشته‌ام كه به روشنگرى در بارهء گوشه‌هايى از تمدّن و فرهنگ ديرين نياكانىام بپردازم و در همين راستا در كنار دقائق التّأويل ، پژوهش و گزارش اثر ديگر ابو المكارم - يعنى بلابل القلاقل - را نيز پيش گرفته‌ام . اميد اين كه به پايان رسد و « مقبول طبع مردم صاحب‌نظر شود » - إن شاء اللّه الرّحمن . و لم أر شيئا مثل دائرة المنى * توسّعها الآمال و العمر ضيّق تفسيرگران و تأويل‌پيشگان ژرف‌نگر مكتب شيعه ، در درازناى اين سده‌هاى پر نشيب و فراز كه بر نزول قرآن و اشتغال « قرآن پژوهان » - با عنايت به معناى اصطلاحى و ويژهء « قرآن پژوهى » - گذشته است ، همواره كوشيده‌اند « معرفت دينى » را راستين‌تر و پيراسته‌تر از پيش ارائه كنند ؛ خواه هر يك را در كوشش پيگير و جانانه‌شان بر صواب بدانيم يا بر خطا ، در آرمان و آهنگ اين جاودانگان ، گمان راندن خطاست .